عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
بازدید : 2289
نویسنده : خورشید



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2412
نویسنده : خورشید

 

شب امتحان در خوابگاه دختران و پسران + طنز
 

 

خوابـگاه دخــتـران ( شب )

 


سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 – 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

خوابــگاه پســران (شـب)

سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های  کلاس مـا که مثـل بچه های  شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه….. .!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.!


تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2269
نویسنده : خورشید



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2511
نویسنده : خورشید



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2308
نویسنده : خورشید



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2428
نویسنده : خورشید

معرفی گوشی XPERIA PRO سونی اریکسون

 

 

معرفی گوشی Xperia Pro سونی اریکسون

 

گوشی Xperia Pro سونی اریکسون از فوریه سال 2011 میلادی وارد بازار جهانی تلفن همراه شده است. ساختار گوشی Xperia Pro تماما پلاستیکی است و وزن آن 142 گرم است.

ابعاد این گوشی سونی‌اریکسون 120 گرم است و در ابعاد 120 در 57 در 5/13 میلی‌متر ساخته شده است. اندازه این گوشی تقریبا مانند Neo است؛ اگرچه درXperia Pro یک صفحه کلید QWERTY وجود دارد و قطر آن اضافه نشده است. این یک گوشی پیام رسان جمع و جور است که در دست گرفتن آن راحت است و به موجب انحناي قاب پشت، باریک‌تر از آنچه هست به‌نظر مي‌رسد. طرف چپ Xperia Pro دارای سوکت صوتی 5/3 میلی‌متری و کلید قفل و پاور است که اندازه کوچکی دارد.
محل کارت حافظه MicroSD زیر درب باتری و در پایین‌ترین بخش محفظه باتری است که در زمان روشن بودن گوشی نمي‌توان کارت حافظه را جابه‌جا کرد. Xperia Pro از کارت حافظه تا 32GB پشتیبانی مي‌کند و یک کارت هشت گیگابایتی نیز در جعبه گوشی وجود دارد. محفظه سیمکارت نزدیک محل کارت حافظه MicroSD است و باتری این گوشی دارای توان 1500 میلی آمپری است. بخش عمده قاب جلوی گوشی Xperia Pro را صفحه نمایش 7/3 اینچ LCD با وضوح 480 در 854 پیکسل در برگرفته است که 16 میلیون رنگ را نشان مي‌دهد. Pro نیز مانند Arc ، Neo ، Ray و Arc S از صفحه نمایش Reality استفاده مي‌کند که به موتور Bravia Mobile سونی مجهز است. بخش عمده قاب جلوی گوشی Xperia Pro را صفحه نمایش 7/3 اینچ LCD در برگرفته است که 16 میلیون رنگ را نشان مي‌دهد.

با باز کردن درب کشویی گوشی مهم‌ترین ویژگی آن نمایان مي‌شود که صفحه کلید چهار ردیفی QWERTY است. با کمک تنظیمات مي‌توان صفحه کلید هوشمند را غیرفعال کرد، سونی اریکسون دسترسی فوری به ویژگی‌هاي مربوطه را فراهم مي‌کند. سونی اریکسون Xperia Pro نخستین گوشی هوشمند این کمپانی با جدیدترین نسخه آندرويد (2.3.4) است.


سونی اریکسون Xperia Pro دارای پنج پنل صفحه اصلی (امکان حذف یا اضافه کردن پنل‌ها وجود ندارد) و چهار میانبر است که در دو طرف میانبر راه انداز قرار دارند. تمامی Widgets در این صفحه جمع مي‌شوند و با کلیک کردن روی Widget مورد نظر مي‌توان به صفحه مربوطه رفت. اگر چه در این گوشی، Widgets روی صفحات کوچک که خواندن آن مشکل است قرار ندارند و Widgets روی یک صفحه به‌طور تصادفی انتخاب مي‌شوند در نتیجه بهتر مي‌توان از فضای صفحه استفاده کرد و Widgets نیز اندازه بزرگی دارند. Xperia Pro آنتن‌دهی خوبی دارد و کیفیت خروجی صدای گوشی رضایت بخش است.


دوربین هشت مگاپیکسلی با کانون اتوماتیک، فلاش LED و Geotagging، قابلیت فیلمبرداری در وضوح 720P در 30fps با کانون اتوماتیک مداوم و صدای استریو، دوربین ثانویه VGA در قاب جلو برای چت تصویری، شتاب‌سنج و حسگر Proximity، سوکت صوتی استاندارد 5/3 میلی‌متری، رادیو FM استریو با RDS، پورت MicroUSB (شارژ) و نسخه 2/1 بلوتوث استریو، شماره‌گیری صوتی، پشتیبانی Adobe Flash 11 و پورت MicroHDMI از امکانات اصلی این گوشی به شمار مي‌آید.
عدم شماره‌گیری هوشمند و امکان جابه‌جایی کارت حافظه در زمان روشن بودن گوشی و استحکام پایین در ساختار کشویی از نقاط ضعف این گوشی به شمار مي‌آید.
منبع:donya-e-eqtesad.com



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2581
نویسنده : خورشید


در دومین شب برگزاری جشنواره ملی گل محمدی کاشان از تمبر یابود این جشنواره با حضور مسئولان این شهرستان رونمایی شد.

 

به گزارش پایگاه خبری آنلاین110

در دومین شب برگزاری جشنواره ملی گل محمدی کاشان از تمبر یابود این جشنواره با حضور مسئولان این شهرستان رونمایی شد.

 

به گزارش خبرگزاری فارس از کاشان، شهردار کاشان امشب در جشنواره ملی گل محمدی در ورزشگاه 15 هزار نفری این شهرستان با اشاره به رویش گلمحمدی از عرق رسول اکرم(ص) اظهار داشت: با توجه به همزمانی مبعث پیامبر و اعیاد شعبانیه با ماه بهار و فصل رویش گل محمدی و انتصاب  رستنگاه این گل به کاشان نخستین جشنواره ملی گل محمدی از شب مبعث به مدت هفت شب در این شهرستان برگزار می‌شود.

سید محمد ناظم رضوی افزود: با توجه به حضور گردشگران داخلی و خارجی در فصل گلابگیری در کاشان، سعی شده در قالب این جشنواره، معرفی مناسبی از جاذبه‌های تاریخی و طبیعی این منطقه به گردشگران و میهمانان ارائه شود.

به گفته وی؛ از افتخارات کاشان همین کافی است که هر ساله خانه کعبه به عنوان قبله مسلمانان جهان با گلاب ناب این خطه شست‌و‌شو داده می‌شود.

شهردار کاشان از شهدا به عنوان دسته‌های گل محمد یاد و خاطرنشان کرد: از دیگر افتخارات کاشان اهدای یکهزار و 700 دسته گل محمدی به نظام مقدس جمهوری اسلامی است که یاد و خاطره آنها را گرامی می‌داریم و برای استمرار آرمان‌هایشان با آنها تجدید میثاق می‌کنیم.

رضوی، شعار نخستین جشنواره ملی گل محمدی کاشان را  «در بهار علوی، از عطر نبوی تا شمیم مهدوی» دانست و یادآور شد: گل و گلاب علاوه بر بعد اقتصادی آن در این منطقه، به عنوان سرمایه‌ای معنوی به شمار می‌رود که از دیرباز با فرهنگ مردم این خطه گره خورده است.

رونمایی از تمبر یادبود جشنواره ملی گل محمدی کاشان، اهدای تندیس این جشنواره به پدر دو شهید تازه شناسایی شده این شهرستان به نام‌های محمد جعفر زیلوچی و احمد معصومی با هدف تکریم از خانواده شهدای کاشان از جمله برنامه‌های دومین شب برگزاری نخستین جشنواره ملی گلمحمدی کاشان بود.

همچنین اجرای کنسرت مجید خراطها از خوانندگان موسیقی پاپ، موسیقی سنتی ایرانی و مدیحه‌سرایی به مناسبت مبعث حضرت رسول اکرم(ص) از دیگر برنامه‌های دومین شب برگزاری این جشنواره بود.

 

 



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 3019
نویسنده : خورشید

عکسهای جالب و زیبا از حمید گودرزی و همسرش ماندانا دانشور را مشاهده می کنید .

تا آن زمان قصد ازدواج نداشتم اما با خودم گفتم اگر قصد ازدواج داری,تا آخر این مشکل جلو برو اما این مخالفت ها به سال نکشید و با پا فشاری کردن ما,با هم ازدواج کردیم.پدر ماندانا به من پیشنهاد داد که به آمریکا بروم اما من دوست نداشتم برای زندگی جایی غیر از ایران باشم چون شغل من داشت در ایران شکل می گرفت.

 عکسهای جدید و دیده نشده از حمید گودرزی و همسر ثروتمندش + مصاحبه

حمید گودرزی متولد ۱۳۵۶، فارغ التحصیل بازیگری از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران است. وی فعالیت هنری را با بازی در نمایش «کشتی اسپرانزا» به کارگردانی محمد رحمانیان آغاز کرد. نخستین تجربه سینمایی او، بازی کوتاهی در فیلم «سهراب» به کارگردانی سعید سهیلی می‌باشد.

 

hamid godarzi عکسهای جدید و دیده نشده از حمید گودرزی و همسر ثروتمندش + مصاحبه

از ابتدای آشنایی تان بگویید.
حمید گودرزی:سال ۸۲ در ساختمانی در میدان آرژانتین همسایه بودیم.آشنایی ما از آنجا شروع شد.من آن زمان دانشجوی رشته کارگردانی بودم.
ماندانا دانشور:و من ماندانا ۱۶ ساله,محصل بودم.
حمید گودرزی:این آشنایی ادامه پیدا کرد و با پیشنهاد ازدواج من,مخالفت های اولیه خانواده همسرم شروع شد چون آنها در آمریکا ساکن بودند.

 
Hamid Goodarzi عکسهای جدید و دیده نشده از حمید گودرزی و همسر ثروتمندش + مصاحبه

و با شغل شما هم مشکل داشتند؟
حمید گودرزی:تا حدی بله و مساله دیگر این بود که سطح اقتصادی خانواده همسرم,از خانواده من بالاتر بود.
ماندانا دانشور:البته فکر می کنم بیشتر به این دلیل بود که آن زمان ۱۶ سال داشتم و نظر پدرم این بود که من هم باید همراه آنها به آمریکا بروم.
حمید گودرزی:تا آن زمان قصد ازدواج نداشتم اما با خودم گفتم اگر قصد ازدواج داری,تا آخر این مشکل جلو برو اما این مخالفت ها به سال نکشید و با پا فشاری کردن ما,با هم ازدواج کردیم.پدر ماندانا به من پیشنهاد داد که به آمریکا بروم اما من دوست نداشتم برای زندگی جایی غیر از ایران باشم چون شغل من داشت در ایران شکل می گرفت.
ماندانا دانشور:بله و آن موقع با پخش سریال مسافری از هند شهرت حمید شکل گرفت.

چطور توانستید در زندگی زناشویی با هم یکی باشید؟
ماندانا دانشور:البته در ابتدای راه که صددرصد با هم یکی نبودیم,اما کم کم مشکلات حل شد.چون اختلاف اساسی نداشتیم و بیشتر اختلاف سلیقه بود.در نهایت کمی من گذشت کردم و کمی حمید و فکر می کنم حالا خیلی شبیه هم شده ایم.

 

در ابتدای زندگی شرطی هم گذاشتید,مثلا اینکه با هم قهر نکنید؟
حمید گودرزی:ما هیچ زمان با هم قهر نکردیم,حتی یک ربع.وقتی با هم دعوا می کنیم هر دو به یک اندازه برای آشتی کردن پیشقدم می شویم,البته ماندانا بیشتر.
ماندانا دانشور:زمانی که حمید عصبانی می شود فقط پایش را تکان می دهد.خودش را به خواب می زند و بحث را ادامه نمی دهد اما من بحث را ادامه می دهم تا او را قانع کنم و شاید این دلیل است که با هم قهر نمی کنیم.

در خانه شما چه کسی صبحانه درست می کند؟
حمید گودرزی:من ساعت ۸ صبح بیدار می شوم و صبحانه درست می کنم.ماندانا ساعت ۱۰ بیدار می شود.او به ندرت غذا درست می کند اما آشپر قابلی است,در حالی که از هیچکس تعلیم آشپزی ندیده.با آب انار فسنجانی درست می کند که شاید خیلی ها این فن را ندانند.البته به آشپزخانه علاقه ندارد در مقابل به کارهایی مثل لوله کشی,سیم کشی و کارهای مربوط به ماشین علاقه دارد(باخنده).

 

اگر ببینید کسی در خیابان به حمید گودرزی ابراز احساسات کند چه واکنشی نشان می دهید؟
ماندانا دانشور:حالا دیگر خیلی روی این مساله حساسیت ندارم.
حمید گودرزی:در این مواقع با آرامش برخورد می کند مگر اینکه کسی ابراز علاقه بیش از حد نشان دهد,آن وقت ناراحت می شود.
ماندانا دانشور:رویم را برمی گردانم تا احساس راحتی کند(با خنده)

برادرتان آترین با شما زندگی می کند؟
ماندانا دانشور:بله,برادرم چهار سال پیش پس از ۱۵ سال به ایران برگشت و همراه ما زندگی می کند.

امروز احساس خوشبختی می کنید؟
حمید گودرزی:بله,تا امروز خدا را برای تمام نعمت هایی که به من داده شاکر هستم و رمز موفقیت همانا تشکر کردن از خداوند است که اگر برای کوچکترین دارایی ات او را شکر کنی,لحظه به لحظه به احساس خوشبختی نزدیک تر می شوی.خوشبختی من و همسرم در زندگی کامل است.



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2406
نویسنده : خورشید

 

 

 

 

 

 

سیما تیرانداز (زاده ۱۳۴۹ در تهران) از بازیگران تئاتر و سینمای ایرانی است. وی کارشناسی‌ ارشد کارگردانی و بازیگری از دانشکدۀ سینما و تئاتر دارد.آغاز فعالیت سیما تیرانداز از سال ۱۳۶۷ با نمایش‌های آموزشی مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما زیر نظر جاری سابق خود -گلاب آدینه- بود. با بازی در نقش کوتاهی در فیلم هامون ساخته داریوش مهرجویی به سینما آمد و سپس در فیلم بانو ساخته دیگر داریوش مهرجویی بازی کرد. اما سایه‌های هجوم فرصت مناسبی برای هنرنمایی او بود که برای بازی در همین فیلم نامزد جایزه بهترین بازیگر زن از یازدهمین جشنواره فیلم فجر شد. سیما تیرانداز با ناصر هاشمی ازدواج کرد ولی اکنون از هم جدا شده‌اند. اکنون مجید جوزانی همسر اوست.

 



تاریخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
بازدید : 2129
نویسنده : خورشید



با سلام امیدوارم لحظات خوب وخوشی را در فان کلوب آذرخش سپری کنید ومطالب دلخواهتان را بیابید وبا نظراتتان من را در بهتر شدن فان کلوب یاری رسانید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران